تبليغاتX
نقاله

قرارهای نامردی...

بعضی وقتی‌ها یک سری قرارهایی با خودت می‌گذاری که هر طور شده این کار را انجام می‌دهم...

وقتی به هر دلیلی می‌زنی زیر قولت؛ قراری بوده بین خودت و خدای خودت....

اما وقتی قراری با کسی می‌گذاری که دلتنگ دیدارش هستی؛ آن وقت که به قرارت عمل نمی‌کنی مدیون می‌شوی....

مدیون عشق...

مدیون لحظه‌های دلتنگی...

مدیون گریه‌ها و اشک‌ها....

ای دوست.... ببخش....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 17:4  توسط حسین محمدی دوست  | 

مادر...

 

... و تو چه می دانی مادر کیست...

وقتی که هم نقش پدر دارد و هم نقش مادر...

وقتی نگاهم به دستان لرزانش می افتد؛ در میابم دلتنگی های او را

غم ها و غصه های او را...

اما ای مادرم...

ای تمام دار و ندارم...

با تمام وجودم تو را دوست می دارم...

مادرم... روزت مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:20  توسط حسین محمدی دوست  | 

با احتیاط حمل شود... دل شکستنی ست

دل است دیگر....

میگیرد...

می شکند...

می میرد...

با احتیاط رد شوید...

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 3:38  توسط حسین محمدی دوست  |